سال بیداری
(یکی بیاد تو این قبرستون نظر بده!!!)
هزلیات ما چند نفر
(یکی بیاد تو این قبرستون نظر بده!!!)
فکر می کنم که جامعه تشنه ارائه قرائتهای نوین از دین است, حداقل همان اسلامی که امام موسی صدر توانسته بود در لبنان با آن محوریت وحدت باشد؛ او اسلام را در خدمت مردمش قرار داده است نه اسلام را در خدمت خود
و اینکه هیچ ایدئولوژی حق ندارد برای حفظ خود، انسان ها را قربانی کند
سجاده ام را جمع کرده ام
آغوشم مدت هاست که بوی نماز نمی دهد
نگاهم را از تمام انوار روحانی برگرفته ام
با تسبیحم قهر
با حجابم بیگانه
همان دو وجب اعتقادم را
با حرف های دروغت کشتند
حالا دیگر به زور هم
تن به قبله نمی دهم...
نه مث که کار میکنه!
خ نوشت:
سلام. . .
مدتی بود که با هر کدوم از بچه های دوره صحبت میکردم از این موضوع مینالیدن که ایمیل های گروپ میاد توی اینباکسشونو همه ی اینباکس ها پر شدن از ایمیل هایی که خیلیا دلشون میخواد میشد اینجوری نباشه.
برای همینم به فکر درست کردن یه تالار گفت و گو افتادم که بشه راحت تر و دست بندی شده تر و همینطور منظم تر به این بحث ها و صحبت ها پرداخت. از طرفی یه مدتی بود که وبلاگ دوره هم بدجوری از رونق افتاده بود. گفتم یه انجمن درست و حسابی راه بندازم و هر کی که خواست بیاد اونجا حرفشو بزنه. یعنی تلفیقی از وبلاگ دوره و گروپمون. واسه همینم انجمن زیر رو راه انداختم. هزینهی مطلب نوشتن توی اونم فقط یه ثبت نام و فعال سازی از طریق ای میله که رو هم 5 دقیقه وقت نمیگیره.
پس از امروز افتتاح این فروم ( انجمن) رو اعلام میکنم. مشخصاتش هم به قرار زیره:
اسم سایت : پلاک 28
آدرس:
http://28s.frm.ir
فقط قبل و بعد از ثبت نام به بخش قوانین سایت توی فروم مراجعه کنید و مطالبش رو بخونین.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت
مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا
کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید
نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه،
«دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
بدين ترتيب بسياري از مريدان و پيروان وي خود را از خوردن اين شيريني لذيذ که به گفته ابيعبدالعزيز از بدعتهايي محسوب ميشود که در دين وارد شده است، محروم کردند.
وي دليل ديگر حرمت خوردن اين شيريني را وجود بخشي صليبيمانند در ميان اين شيريني ذکر ميکند و براي تناول اين شيريني وجود دليل شرعي را ذکر ميکند که در آن وجود ندارد.
سوره توبه آیه31
اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه [با وى] شريك مىگردانند.
در تفسیر این آیه از امام صادق روایت شده:
به خدا سوگند دانشمندان یهود و راهبان مسیحی،یهود و نصاری را به پرستش خود دعوت نمی کردند و اگر آنان را به پرستش خود نیز دعوت می کردند،مردم نمی پذیرفتند،ولی آنان حرام خدا را برای مردم حلال میکردند و حلال خدا را بر مردم حرام می نمودند(و آنان نیز می پذیرفتند)و بنابراین بدون این که خودشان متوجه شوند،دانشمندان و راهبان خود را می پرستیدند.
پ ن:در یک جمع بندی مختصر میتوان گفت اگر کسی بداند دیگری به خدا دروغ می بندد و در این دروغ از او پیروی کند او را پرستیده است.
پ ن2:این پست برای کسانی نوشته شده که به صرف حلال دانسته شدن کثیف ترین جنایات از طرف برخی مراجع ،اقدام به انجام آن میکنند.
متن کامل را هم در ادامه ی مطلب می گذارم